close
تبلیغات در اینترنت
بالأخره مچش را گرفتم!
صفایی ندارد ارسـطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرسـتو شدن
تبلیغات
[-Text2-]
خادم الشهدا : شهریار
تاریخ : جمعه 12 ارديبهشت 1393
دیدگاه ها

افسران - مچ شیطان را گرفتم!

مچ شیطان را گرفتم. کجا؟ در محل نفس! حالا می‌فهمم چرا مدام طلب می‌کنم که هرچه زودتر شهید شوم. برای اینکه تحمل خستگی را ندارم. برای اینکه زیر بار هر گلوله آر پی جی که به نظرم پنجاه کیلو می‌آید، دارم از پا در می‌آیم. برای اینکه نمی‌خواهم تشنگی را تحمل کنم، و یک کلام: برای اینکه زرنگ تشریف دارم. کجا آقا؟ بایست بجنگ. وقت برای شهادت زیاد است، اما وقت برای شکار تانکهای دشمن کم. نمی‌بینی با چه سرعتی پیش می‌آیند؟ نمی‌بینی برو بچه هایی که ساعتها پیش از تو در اینجا بوده اند و جنگیده اند همچنان می‌جنگند و تشنه لب به این سو می‌دوند تا گلوله آر پی جی بردارند و به آن سو می‌دوند تا تانکی شکار کنند؟

حالم ازت بهم می‌خورد، ای شیطان لعین! و خاک بر سر تو نفسی که بازیچه اویی. تشنه ام؟ به توچه. گرسنه ام؟ به تو چه. خسته ام؟ به تو چه ...

به تو پناه می‌آورم، ای خدایی که حساب همه چیز را داری. اگر لایق بودم، مرا به وقتی شهید کن که یک ذره شائبه در خواسته ام نباشد.

تعداد بازدید از این مطلب: 131
|
امتیاز مطلب : 5


می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

هدف حقیر از ساخت این سایت فقط و فقط ایجاد مکانی برای تجدید قوا و تیمارکردن رفقایی است که قصد جنگ نرم دارند.


سلام بر شهیدان


نام کاربری :
رمز عبور :

ای بابا رمز عبور یادم رفت!

عضویت سه سوت

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود