close
تبلیغات در اینترنت
تحقیر امید برای سبدی از کالا !!!
صفایی ندارد ارسـطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرسـتو شدن
تبلیغات
[-Text2-]
خادم الشهدا : شهریار
تاریخ : دوشنبه 12 اسفند 1392
دیدگاه ها

نزدیک بود سکته کنم از غم و ناراحتی از نا امیدی از بی کسی

 

از همه بدتر از این حس لعنتی که فکر میکردم دیگه هیشکی دوستم نداره و همه فراموشم کردن!

 

اون وقتی که جواب دلهره آور ترین پیامک عمرم اومد

هم وطن گرامی سبد کالا که هچ! کوفت هم به شووما تعلق نمی گیرد!

برای لحظاتی احساس کردم که زمین با همه فراخی سخت بر من تنگ آمده! دیگه مرگ رو جلوی چشمام میدیدم

یاد اون لحظه ای افتادم که در اثر گرسنگی دیگه توان روشن کردم کامپتیور! رو هم ندارم (مثل اون سکانس

فیلم آوای باران که باران رو گروگانگیری کرده بودن! تو گاوداری و داشت از گرسنگی می مرد)

ولی هر طوری بود خودمو جمع و جور کردم و به خودم گفتم استاد شهریار! تو برای مردن

هنوز خیلی جوونی پسر! به خدا توکل کن بی ایمان...

ولی خیلی زود دوباره امید به قلبم برگشت وقتی شنیدم تمام سبد گدایی! چیزه ببخشید سبد کالایی که به ملت میدن چیزی جز دو تا دونه مرغ و 24 عدد تخم همون مرغه و دوتا روغن و پنیر و یه کیسه برنج هندی بیشتر نیست! یعنی چیزی در حد غذای یک روز و نیم استاد شهریار!

و باز هم امید بیشتر بر قلبمان فرود رفت! وختی شنیدم این کالا فقط برای افراد عزیز تحت کمیته امداد و افراد با درامد کمتر از 500 هزار تومنه! و بر این اساس باقیه ملت میشن جزء همون مرفهیمن جامعه! با خودم گفتم میرزا جان! تو که درامدت کمتر از این حرفاس! پس چرا توی لیست نیومدی بعد دوباره خودم با یه منطق قوی کوبیدم تو دهن خودم! که خاموش باش ای میرزای گستاخ و یاغی! تو بهتر میفهمی یا جناب دولت " تحقیر و ...! " گفتم خوب معلومه دولت تحقیر و ...! حتما به صورت کاملا بالقوه خیلی هم مایه دارم ! فقط باید با کمی جان کندن این استعداد رو با فعلیت برسونم!

و باز هم کور سوی امید در قلبم نشست وختی شنیدم به خاطر همین سبد کالا یکی از هم ومطنان عزیزمان جون خودش رو از دست داد! اون موقه! بود که فهمیدم همه کارای آقای دولت تحقیر و ... از سر حکمته! چه بسا اگه به جای جواب پیامک گفته بود : هم وطن عزیز شوووما جزء اون دسته از افرادی هستید سبد گ...ایی! به شوووما تعلق میگیرد از خوشحالی سکته کرده بودم!!!

و باز هم خدا رو شکر کردم به خاطر داشتن همچین دولت با کفایتی که میدونه چجوری با تدبیر ، امید رو در دلمون زنده کنه چه بسا اگه سبد رو داده بودن دستم، دیگه برای همیشه دست از تلاش و کار میکشیدم و تا آخر عمر در رفاه زندگی میکردم! خودتونم میدونید که هیچی به اندازه ی بی کاری و مایه داری خلاقیت انسان رو کور نمی کنه! اون وخت از گشنگی نمیمیردم ولی از بی خلاقیتی حتما میمردم!

کاملاً بی ربط!
حاج حسن روحانی ۱۸ خرداد ۹۲ در ورزشگاه شهید شیرودی:
«من عزت و غرور ملی ایرانیان را باز خواهم گرداند… اگر می‌خواهید عزت و شکوه و مجد و عظمت به همه ایرانیان برگردد، پای صندوق آراء بشتابید.

منبع:http://shahde-mashhood.blogfa.com

تعداد بازدید از این مطلب: 58
|
امتیاز مطلب : 5


می توانید دیدگاه خود را بنویسید

زینب در تاریخ : 1392/12/15 - - گفته است :
برای بارش رحمت خدا خدا کافی ست
برای عشق و جنون شهر کربلا کافی ست
برای بی خردان زرق و برق این عالم
غبار چادر زینب برای ما کافی ست

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

هدف حقیر از ساخت این سایت فقط و فقط ایجاد مکانی برای تجدید قوا و تیمارکردن رفقایی است که قصد جنگ نرم دارند.


سلام بر شهیدان


نام کاربری :
رمز عبور :

ای بابا رمز عبور یادم رفت!

عضویت سه سوت

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود